الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
549
إحياء علوم الدين ( فارسى )
و قول حق تعالى : سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ ، « 128 » اى ، زود باشد كه بنماييم ايشان را آيتهاى خود در آفاق و در نفسهاى ايشان ، اشارت است به مقام دوم . و همچنين قول او : أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . « 129 » اى ، ننگريد در ملكوت آسمانها و زمين ؟ و قول او : قُلِ انْظُرُوا ما ذا فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . « 130 » و قول او : الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً ما تَرى فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى مِنْ فُطُورٍ ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنْقَلِبْ ، « 131 » اى ، آن خداى است كه هفت آسمان زبر يك ديگر آفريده ، در آفريدهء رحمان اختلافى و اضطرابى نبينى ، بلكه مستوى و مستقيم يا بى ، پس نظر مكرر گردان ، هيچ شكافى بينى در آن ؟ پس كرّت دوم نظر أعادت كن . و اين طريق بر بيشتر مردمان آسانتر و بر سالكان واسعتر . و بيشتر دعوت قرآن به سوى آن باشد ، نزد « 132 » امر به تدبر و تفكر و اعتبار و نظر در آياتى كه بيرونند از شمار . سؤال هر دو طريق مشكلند ، پس از اين هر دو [ ما ] را واضح گردان كه استعانت به دو خواسته شود بر تحصيل معرفت و رسيدن به واسطهء او به محبت . جواب بدان كه طريق عالىتر استشهاد است به خالق بر مخلوقان ، و او غامض است و سخن از حد فهم بيشتر [ 413 ] خلق بيرون است ، پس در ايراد آن در كتابها فايده نباشد . و اما طريق آسانتر و نزديكتر ، بيشتر آن از حد فهمها بيرون نيست ، و بيشتر فهمها از آن بدان سبب قاصر شده است كه از تدبّر اعراض نموده است و به شهوتهاى دنيا و حظهاى نفس مشغول شده . و مانع از ذكر اين اتّساع و كثرت آن است ، و انشعاب بابهاى آن از حصر و نهايت بيرون است . چه هيچ ذرهاى از اعلاى آسمان تا اسفل زمين نيست كه نه در او عجايب و آيات است كه دلالت كند بر كمال قدرت و كمال حكمت خداى و نهايت جلال و عظمت او ، و آن نامتناهى است ، بلكه اگر دريا مداد كلمات پروردگار باشد دريا سپرى شود پيش از سپرى شدن كلمات پروردگار ، پس خوض كردن در آن غوطه خوردن است در درياى علمهاى مكاشفه . و آن را طفيلى علمهاى معاملت نتوان ساخت ، و ليكن به يك مثال بر سبيل ايجاز اشارت توان كرد تا به جنس آن تنبيه افتد . پس گوييم : آسانتر طريقى آن است كه در افعال نگريسته شود ، پس بايد كه در آن سخن گوييم و عالىتر را بگذاريم . پس افعال الهى بسيار است ، و ما كمتر و حقيرتر و خردتر آن را بطلبيم و در عجايب آن بنگريم . و كهتر مخلوقات زمين است و آن چه بر آن است ، اى به اضافت « 133 » فريشتگان و ملكوت آسمانها ، چه اگر در آن نگرى ، از روى جسم و بزرگى در شخص « 134 » ، پس خورشيد بدانچه از خردى حجم او ديده مىشود صد و شست و اند بار چند « 135 » زمين است ، « 136 » پس در
--> ( 128 ) فصلت 41 - 53 . ( 129 ) اعراف 7 - 185 . ( 130 ) يونس 10 - 101 . ( 131 ) ملك 67 - 3 و 4 . ( 132 ) نزد ، هنگام . ( 133 ) به اضافت ، به نسبت ( 134 ) شخص ، جسم ، جرم ، جثه . ( 135 ) چند ، اندازهء . ( 136 ) حجم خورشيد 1306000 برابر حجم زمين ، و جرم خورشيد 333420 برابر جرم زمين است ( دايرة المعارف فارسى ، ص 1387 ) .